تنبیه / ائوجنیو دسینیوریبوس

قساوت قانونگذاران، سردی سپیدِ
مجریان عدالت... آنان که می گویند نه! به هر
نگاهی آنسوی پرده هاشان...
سه بار نه!
به ندامت، به بخشایش، به رستاخیز...
بدین گونه است که آسایشگاه برای آنچه هست پدید می آید:
سردخانه ای دراز جایی که دل های نو زندانیان
می تپد...: آنان که زمانی گناهکار یا دیوانه بودند،
یا شاید تنها انسان هایی بی چهره...
هدایت شدگان به سوی جایگاه کشیش، گام های اندازه گیری شده،
بر روی یک تخت کوچک و سپید چلیپا می شوند
و آنجا، در معرض سپیدیِ میرا و چشمان شیشه ای
دعوت شدگان و انتقام جویان قرار می گیرند...
(جایی دیگر، در فضای باز ِ تاریخ بسته ای دیگر،
چهره هایی دیگر درون ملحفه ای سپید تیره و تار می شوند
و آنگاه تا نیمه دفن می شوند و مصرانه سنگسار می شوند...
و جایی دیگر... و جایی دیگر... کیسه های سر و طناب ها و جراحات
و ضربات سخت و خشک و کیسه های سپیدِ اجساد...)
بیرون، در میان عابران یا بازگشتگان به خانه، به هم فشرده یا پراکنده،
موجودات انسانی دیگری هستند... و هر یک، در حالی که
آیین ها و مناسک به اختصار جریان دارند، در درون خویش
نه ای تقلیل ناپذیر، نه ای رستاخیزوار نقش می کنند!
Eugenio De Signoribus - 2000-2001